تا مامانی خواست ما رو تبدیل به پهلوون آرتین بکنه ،مثل اینکه این ویروس خبر دار شد و خلاصه نگذاشت ما بشیم قویترین پسرکوچولوهای جهان! درست 1 روز بعد از واکسن 1 سالگی،من دوباره تب کردم و همون وضعیت شب تولد تکرار شد! البته میدونید که واکسن 1 سالگی یا همون MMR تب نداره. خلاصه من به همراه مامان زهره و بابا مجید دیروز یعنی 3شنبه 23 خرداد91 راهی مطب خانوم دکتر شدیم،دکتر گفت عین دفعه قبلی هیچی چی نیست فقط چون یه مقدار گلوم قرمزه و ممکنه باعث شه خوب نتونم غذا بخورم،بهتره که آنتی بیتیک بخورم و ماجرایی شد این آنتی بیوتیک !از اونجایی که خارجی بود و مثل طلا نایاب ،به کمک مامان بدری جونم و البته دوستشون در شهریار که داروخانه داره، باباب مجید ا...